تبلیغات
سایت گیتار - درباره تأثیر موسیقى بر ذهن

درباره تأثیر موسیقى بر ذهن

نوشته شده توسط:فرشاد
پنجشنبه 27 تیر 1387-10:07 ق.ظ

استفاده از موسیقى از روشهاى بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ، آگاهى و قدرت ذهنى است. موسیقى بر تفكر و نوع یادگیرى تأثیر فراوانى دارد به طوریكه متعاقب این تأثیر تغییرات محسوسى در زندگى افراد ایجاد مى شود . به طور حتم آشنایى با موسیقى در سنین پایین این تأثیرات را بیشتر مى كند و اصلى ترین بخش یادگیرى نیز در افراد به همان سالها بازمى گردد. این آموزش تأثیر فراوانى در مراحل بعدى زندگى دارد .

به طور كلى آسان ترین و اساسى ترین روش آموزش كودكان در تمامى فعالیتها، استفاده از موسیقى است . طى تحقیقاتى كه به روى ۱۰ كودك دو ساله در هنگام چیدن قطعات پازل انجام شده میزان دقت ، سرعت و توانایى آنها در هنگام بازى مورد بررسى قرار گرفت ، پس از آن این تعداد به دو گروه ۵ نفره تقسیم شدند ، گروهى از آنها روزانه به مدت ۳۰ دقیقه آموزش همراه با موسیقى و آواز داشته و گروه دیگر ۱۵ دقیقه در هفته آموزش موسیقى داشتند . پس از گذشت ۶ ماه تمام بچه هاى این گروه پیشرفت شایانى در چیدن قطعات پازل و سرعت انجام آن داشتند .

این تحقیق به روى مهندسین ، بازیكنان شطرنج و ریاضیدانان نیز انجام گرفت و نتایج این امر مكانى از میزان افزایش سرعت منطقى این گروه در یادگیرى عملكرد پاسخ دهى آنان بود.

همچنین بر اساس آزمایش دیگر به روى كودكانى كه سطح نمره آنها از استاندارد ملى كمتر بود با به كار گیرى موسیقى نمراتشان تقریباً دو برابر افزایش داشت. همراه كردن موسیقى با مهارتهاى منطقى و عقلانى مثل ریاضیات به افراد مى آموزد كه درتمام موارد به تقسیم بندى و دسته بندى منطقى موسیقى و ذهن توجه داشته باشند .

طى مطالعات هشت ماهه محقق دانشگاه كالیفرنیا «فرانس اچ» ۱۹ دانش آموز پیش دبستانى سه تا پنج ساله آوازهاى روزانه مى خواندند و ۱۵ دانش آموز بدون موسیقى مورد بررسى قرار گرفتند. اگر چه هنوز قطعیت تأثیر موسیقى بر ذهن افزایش سرعت و عملكرد آن مشخص نشده ولى در مجموع از تأثیر آن نیز نمى توان چشم پوشى كرد .

بر اساس گفته هاى یك موسیقیدان آلمانى موسیقى در درازمدت بر هوش ذاتى كودكان تأثیر داشته و به كار گیرى آن به طور قطع در آینده افراد در هنگام رویارویى منطقى با زندگى تأثیر مثبت نیز در بر خواهد داشت . 
در نیویورك سیتى ، بر اساس برنامه اى به نام یادگیرى از طریق برنامه هاى هنرى توسعه یافته (
LEAP) درصدد تثبیت تأثیر آن در بالا رفتن نمرات عمومى و كلى دانش آموزان هستند. به عنوان مثال همراهى موسیقى با ریاضیات چهار عمل اصلى و شمردن تأثیر فراوانى دربرداشت . این عمل همچنین در بالا بردن حس اعتماد و اطمینان دانش آموزان و انضباط خارجى نقش داشته كه یكى از دلایل آن تكرار بیشتر است .

در مجموع حس اعتماد به نفس و قدرت عمل یكى از نكات ضرورى در افراد بوده كه با این عمل قابل تقویت است.
«مرى جین كالت» مدیر اداره تحصیلات هنرى و فرهنگى مدارس نیویورك سیتى اظهار داشت كه : «آموزش اساسى موسیقى علاوه بر یادگیرى موسیقى در افزایش قدرت شنیدارى ، عمل كردن ، دیدن ، لمس كردن و حركت دانش آموزان نیز تأثیر بسزایى دارد . همچنین تعلیم مهارتهاى موسیقى باعث افزایش مهارتهاى قدرت درك تجزیه ، تحلیل و ارزیابى مى شود.

دلیل علاقه مندى دانش آموزان به موسیقى جذابیت و جدید بودن آن است ولى بزرگسالان ، نیاز به تحریك بیشترى در این مورد داشته و به سادگى آن را پذیرا نمى شوند، چرا كه این امر براى آنها فقط یك انتخاب است. با تلفیق موسیقى با زندگى روزمره، تأثیر فراوانى از آن به جا مى ماند. این مسأله همچنین در افراد بى علاقه به كارهاى گروهى نیز تأثیر مثبت دارد و فرصت گوش دادن و متعاقب آن در آنها ایجاد انگیزه مى كند.

چه بسا بسیارى از ما به تجربه دریافته ایم كه با شنیدن موسیقى كه در گذشته برایمان خوشایند بوده، انجام برخى كارهاى سخت سهل و آسان شده و در برخى شرایط برایمان منجر به ایجاد تفكر مثبت شده است.

اگر موسیقى را به عنوان ابزار تقویت ذهن در نظر بگیرید، نوع موسیقى در تأثیرگذارى آن نقش داشته و بهتر آن است كه از موسیقى هاى بدون كلام و مورد علاقه افراد استفاده شود و در صورت استفاده از موزیكهاى با كلام، ترجیحاً از موسیقى آرام كه منجر به آشفتگى ذهن نشود باید استفاده كرد. مورد بعدى توازن منطقى میان كلام و موسیقى متن است و بهتر است كه صداى آهنگ ها بلندتر از جملات نباشد. به طورى كه شنیدن كلام و عبارت با سختى همراه نباشد و ترجیحاً از موزیكهایى كه افراد راحت تر با آن ارتباط برقرار مى كنند، استفاده شود.

طى سالهاى گذشته تنوع خاصى از موسیقى ریلكسیشن مطرح شده كه متعاقب آن این سؤال به وجود آمد كه آیا ساختن موزیكى با هدف آرامش روحى مفید بوده و یا حتى بدون آن نیز مى توان به آرامش رسید؟ براساس مطالعات روشن شد كه تمام روشها براى آرامش مفید واقع شده ولى این نوع خاص از موسیقى تأثیر بیشترى دربردارد. همچنین استفاده از موسیقى بر دانش آموزان مردودى یا آن دسته از دانش آموزانى كه در خطر عدم یادگیرى هستند، مثمرثمر واقع مى گردد. دانش آموزان تحت خطر گروهى هستند فاقد قدرت تخیل، عدم اعتمادبه نفس و نداشتن تفكرات و احساسات اجتماعى و خصوصى و عملكرد آنها پایین تر از استانداردهاى آموزشى است. بررسى بیشتر این گروه نشان مى دهد كه این گروه به یك گروه حمایتى با عملكردهاى اجتماعى و یا روشهاى یادگیرى متغایر با روشهاى تعلیمى، نیاز به ترغیب بیشترى دارند.

در مجموع كلیه افراد به دو گروه تقسیم مى شوند: گروه اول قادر به یادگیرى نبوده و گروه دوم علاقه اى به یادگیرى ندارند كه بیشتر افراد به گروه دوم تعلق دارند كه یكى از دلایل اصلى این امر نداشتن انگیزه و علاقه مندى از طرف مدارس است. به طور كلى این افراد دچار نوعى انزجار از طرف مدارس و روشهاى قدیمى آن هستند و سخت ترین بخش آموزشى ایجاد علاقه مندى و انگیزه در این گروه تحت خطر است.

بیشتر مردم در محیط خارج از آموزشگاهها، علاقه خاصى به شنیدن موسیقى داشته و از شنیدن و یا حتى نواختن آن لذت مى برند. درمانگران نیز براى كمك به افراد معلول از آن استفاده مى كنند. عضویت در گروه كر، اركستر و تیمهاى موسیقى به ایجاد ارتباط با افراد و كار گروهى كمك كرده و باعث بالا رفتن میزان كارایى افراد مى شود.

طى مطالعات مركز نروبیلولوژى دانشگاه كالیفرنیا، ۳۶ دانشجوى دانشگاه ده دقیقه به یكى از سه موسیقى انتخابى گوش نموده كه شامل موزیك ریلكسیشن، بدون كلام و یكى از قطعات موزارت بود و پس از پایان تحقیقات مشخص شد كه میزان نمرات ضریب هوشى بین موزیك ریلكسیشن و بدون كلام یكسان بوده ولى پس از شنیدن قطعه موزارت، نمرات ۸ الى ۹ برابر افزایش داشت.

پس از چندى محقق دیگرى به نام «كریستین لوتیر» بیان داشت كه نتیجه گیرى براساس موسیقى كاملاً غیرمنطقى و نادرست بوده و نبوغ امرى ذاتى و غیرقابل آموزش است. او توضیح داد كه این تحقیقات تنها حدس و گمان بوده و هیچ ثبات واقعى ندارد و براى اثبات آن نیاز به تحقیق و تفحص بیشترى داشت. ولى با وجود این مخالفان، بیشتر محققان اذهان داشته كه رابطه روشن و دقیقى بین موسیقى، تفكر و تعقل ناشى از آن و میزان ضریب هوشى وجود دارد.

اگرچه موسیقى ایجاد حافظه نمى كند ولى تأثیر فراوانى در بالا بردن آن دارد و مهمترین تأثیر آن، تأثیر مثبت و منفى آن بر مغز است كه نمى توان از آن چشم پوشى نمود. با گوش دادن به موسیقى حالات درونى افراد قابل تغییر بوده كه البته میزان تغییرپذیرى آن نسبت به شناخت و درك موسیقى افراد بستگى دارد. هرچه میزان شناخت موسیقى در افراد بالا بوده، میزان لذت تأثیرپذیرى ، تأثیرگذارى موسیقى نیز افزایش مى یابد.

با انجام تحقیقات بر روى اشخاصى كه دچار افسردگى بوده اند، روشن شد كه شنیدن موسیقى هاى خاص در بهبود افسردگى ها و ایجاد احساس خوشایندى، شادى، نشاط و روشنى مثمرثمر است.

متأسفانه در سالهاى اخیر نوع خاصى از موسیقى هاى سطحى و فاقد ارزشهاى هنرى تولید مى شود كه نه تنها تأثیر مثبت بر ذهن و روان نداشته بلكه تأثیرات منفى نیز دربردارد.

منبع:
اكرم ناصرى
روزنامه ایران

 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox